على محمدى خراسانى
429
شرح منطق مظفر (فارسى)
صناعت خطابه غالبا متكى بر توانمندى خطيب در راه ايراد « ضمير » است ، يعنى قياس با حذف كبرى و يا اهمال كبرى كه اگر هم مىآورد مهمله بياورد ، لذا بسيار بجا است كه خطيب اين موارد را در خطابش كاملا مراعات كند كه البتّه نيازمند تمرين و هنرمندى و مهارت است و قبل از اينكه به تلاشهاى خود متكى باشد بايد از خداوند طلب صواب كند كه او الهامبخش معرفت است . 16 . تمثيل آخرين مطلب از مطالب باب اوّل خطابه ، راجع به تمثيل است . همانطور كه مىدانيم خطابه بر قياس و تمثيل متكّى است و در واقع اتّكاء آن بر تمثيل به مراتب بيشتر است تا قياس . فلسفهء مطلب آنست كه تمثيل به اذهان عموم نزديكتر و در نفوس و جانهاى آنان جاگيرتر است و لذا خيلى كاربرد دارد . وقوع تمثيل در صنعت خطابه ، بر يكى از سه نحو زير است : 1 . استفاده از تمثيل از اين جهت باشد كه ممثّل به ( مشبه به و اصل ) با مطلوب ( مشبّه و فرع ) در يك قدر جامعى ( كه گمان مىرود همانقدر جامع ، علّت حكم باشد ) مشترك باشند . مثل خمر و فقاع كه در مسكر بودن شريكند و به احتمال قوى علّت حرمت خمر ، اسكار باشد كه همين علّت در مورد فرع نيز موجود است پس حكم به آنجا هم سرايت مىكند ( اين نوع از تمثيل در پايان باب پنجم ، ابواب ششگانهء كتاب المنطق تفصيلا تبيين شد ) . 2 . استفاده از تمثيل از اين جهت باشد كه ميان « ممثل به » با « مطلوب » در نسبت ، تشابه و اشتراك وجود دارد . مثلا مىگوئيم : هر اندازه كه فروتنى دانشآموز افزون گردد به همان نسبت معارف او هم باسرعت فزونى مىگيرد . همانند زمين كه به هر اندازه پستتر و در گودى واقع شده باشد آبهاى زيادترى به سمت آن سرازير مىشوند ( در نتيجه سيرابتر است و محصول بيشترى مىدهد ) . نسبت در قضيهء اوّل به نسبت در قضيهء دوم در زيادى سرعت ، تشابه دارند . هركدام از دو قسم مذكور تمثيل ، خود دوگونه هستند : الف ؛ گاهى اشتراك و تشابه دو چيز در نسبت ، يك تشابه حقيقى و واقعى است كه در واقع نيز موجود و قابلقبول است و خدشهبردار نيست . مثل تشبيهى كه در دو آيهء شريفه قرآن كريم آمده است ؛